رادیو هفت

عاشقانه ی آرام بخش شبانه

سلام متن دومی که امیرعلی نبویان در برنامه دیشب خوند رو باید فایل تصویری ش رو ببینید

http://s5.picofile.com/file/8127470968/Amir5.mp4.html

 

نوشته شده در دوشنبه 2 تیر1393ساعت 17:40 توسط فرشته

http://s5.picofile.com/file/8127470634/Hamed_taha.mp4.html
نوشته شده در دوشنبه 2 تیر1393ساعت 17:37 توسط فرشته

 با سلام

سایت رادیو ۷ از اول تیر به امید خدا راه اندازی خواهد شد و مدیریت سایت بر عهده ی محمد شاه حسینی می باشد. این هم آدرس سایت:

radiohaft.com

در ضمن ساعت پخش برنامه مزه غذای ایرانی دوشنبه ها حوالی ساعت ۲۲:۳۰ خواهد بود. و تکرار اون ۴:۳۰ صبح٬ ۱۰:۳۰ و ۱۶:۳۰ می باشد.

نوشته شده در جمعه 23 خرداد1393ساعت 3:15 توسط فرشته

امشب منتظر اجرای برنامه توسط امیرعلی نبویان در رادیو 7 باشید

نوشته شده در یکشنبه 18 خرداد1393ساعت 12:49 توسط فرشته

سلام دوستان لطفا دیگه تقاضای آیتم نکنید!!!!

به دو دلیل:

از اونجایی که من سلیقه ای آیتم ضبط می کنم ممکنه خیلی از آیتمهایی که شما می خوایین رو نداشته باشم

کیفیت آیتمهایی که ضبط می کنم خیلی عالی نیست در حد خوب و متوسط هستش که فقط خودمو راضی می کنه نه شما رو . چون تمامی متون و کنداکتور و ضبط آیتمهای متفاوت برای من یک یادگاری دوس داشتنیه

 

نوشته شده در جمعه 2 اسفند1392ساعت 1:58 توسط فرشته |

7 یعنی سلام

 7 یعنی عاشقت شدم

 7 یعنی من تمام نمیشوم حتی اگر نباشم

 حتی اگر خاطره شویم در ذهن عاشقانه ی آنها که دوستمان داشتند

 7 یعنی ماندنی

 یعنی با ما بمانید. هر چند دور. با ما بمانید!

 

 

 

همراهان همیشگی رادیو ۷ شما می توانید تکرار این برنامه را از رادیو فرهنگ با ۱ ساعت تاخیر در ساعت ۱ بامداد و البته ۴شنبه ها ۲ بامداد روی موج FM  ردیف ۱۰۶ مگاهرتز و روی موج MW و AM ردیف ۵۵۸ KHZ  بشنوید

از اونجایی که من نمی تونم همه ی متنها رو توی وب بذارم شما می تونید متونی که اینجا موجود نیست رو در وب دوست خوبم (یک فنجان چای با رادیو۷  http://www.raadiohaaaft.blogfa.com/) که مدیریتش با آقا هومن هست ٬ببینید.

( این عکس ساختمان دفتر رادیو 7 در میدان فلسطین است)

نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1392ساعت 21:7 توسط فرشته |

924(4شنبه- 1   امرداد 93)

سلام

این برنامه تقدیم شد به همه ما که مسافریم

مجری : ایمان سرور پور

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

متن خوانی محمد علی اینانلو / شوق سفر » احسان خواجه امیری

7پرسش با رادیو 7 » پژمان بازغی

رفتم و بار سفر بستم » علیرضا قربانی

متن خوانی نازنین کریمی/ حامی » سفر

متن خوانی شهروز ابراهیمی / سفر عشق » فرمان فتحعلیان

من از سفر میام » علی سهراب

سعدی خوانی ژیلا امیرشاهی/ شب عاشقان بیدل» حسام الدین سراج

همسفر » ایمان قیاسی

تیتراژ پایان ترانه ای بود از سیاوش کاظمی به نام مسافر


ایمان سرورپور

ساعت کمی مانده به نیمه های شب. ایستگاه قدیمی راه آهن و من و عابری که از ریل های بودن و نبودنِ هر روز می گذرد. چمدان خالی را به دنبالم می کشم ، چمدانی که از احساسات ناب تو پر است. چه همه خالی ست این پر بودن! ...چه همه خالی!

نیمه های شب است صدای بوق قطار و بغض من که با هم در می آمیزد و ماه که کامل است چون چهره ی تو در خاطرم. آخرین قطار دیروز و اولین قطار امروز نزدیک می شود و چهره ی مسافران که چون اشباح به سرعت می گذرند، تک تک از کنار رد پای تو. و من که به انتظار دیدن تو ایستاده ام. هم اینک و همیشه. برای برگشتن همیشه ی تو! اما این بار هم مثل همیشه تو نیستی ، و من سوار می شوم ، این بار برای آخرین بار ، تا پر کنم صندلی خالی تو را.

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 2 مرداد1393ساعت 17:16 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به آنانی که با امید، سختی ها را پشت سر می گذارند

مجری : شاهین شرافتی و محمد بحرانی

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

 متن خوانی سعید پیردوست/ آواز با عشق » محمد نوری

قطعه ی آوای نی» پدرام درخشانی

انیمیشن -4 » زرافه

راز سر به مهر » کیوان تافته

صدای پنکه

قطعه ی فوگ کوچک »یوهان سباستین باخ

متن خوانی سوسن پرور / سینا حجازی » قطره

امیر تاجیک » بی تفاوت

تیتراژ پایان ترانه ای بود از ناصر عبداللهی به نام ضیافت

 

نوشته شده در پنجشنبه 2 مرداد1393ساعت 17:15 توسط فرشته |

 سلام

این برنامه تقدیم شد به همه بچه های تیم ملی والیبال و بسکتبال

مجری : علی اکبر عبدالرشیدی

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

متن خوانی کوروش تهامی/ منتظرت بودم » داریوش رفیعی

متن خوانی بهناز جعفری/ترانه سکوت » حامی

ای عشق » هومن بختیاری

متن خوانی سهیلا گلستانی / عباس مهرپویا » هرگز دوباره عاشق

گفتگو با نیکو

شعر خوانی مهدی فرجی/ حالا چرا » بنان

بارداری » آرام جعفری / شستشوی نوزاد

بامداد فلاحتی » هوای یار

تیتراژ پایان ترانه ای بود از کامران عطا به نام پنجره های خاموش

خوب بخوابین...

نوشته شده در پنجشنبه 2 مرداد1393ساعت 17:5 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به همسایگان گرم ترین نقطه ی دنیا،اهالی باصفای شهداد کرمان

مجری : شاهین شرافتی و محمد بحرانی

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

 متن خوانی عارف لرستانی/ حامی » دو نیمه رویا

دلنوشته ای از شهره لرستانی با اجرای خودش-3/در نهانخانه ی دل»سالار عقیلی

تومان » حمیدرضا دیبازر

خانه سودا» همایون شجریان

صدای آب

موسیقی فیلم ابدیت و یک روز

انیمیشن -3 (گرازها)

شروع یک زندگی - 6

مسعود امامی » آدم رویاها

تیتراژ پایان ترانه ای بود از کامران رسولزاده به نام درخت

 


شاهین شرافتی:

پدربزرگ گفت بیا این دونه رو بگیر و بکارش تو زمین. چند سال دیگه یه درخت داری پر از میوه. گفتم هرچی رو بکاریم تو زمین چند سال دیگه یه درخت از اون داریم؟ پدربزرگ لبخند زد و گفت آره عزیزم! پدربزرگ مرد . مادرم خیلی گریه می کرد بهش گفتم چرا انقدر گریه می کنی؟ خوشحال باش من خودم دیدم که پدربزرگ رو تو زمین کاشتن چند سال دیگه ما یه درخت داریم پر از پدربزرگ!

 

نوشته شده در پنجشنبه 26 تیر1393ساعت 18:13 توسط فرشته |

 سلام

این برنامه تقدیم شد به همه زنانی که سفره های سحر مدیون بی خوابی آنان است

مجری : علی اکبر عبدالرشیدی

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

متن خوانی رامین راستاد/ من عاشقت شدم » سیروان خسروی

دلنوشته ای از شهره لرستانی با اجرای خودش-2/در نهانخانه ی دل»سالار عقیلی

هزار امید » مهران موثقی

متن خوانی کمند امیر سلیمانی/دوست » علیرضا افتخاری

متن خوانی سعید ذهنی/ بمون » محسن یگانه

حمیدرضا هونام » ایستگاه

بارداری » شبنم معززی/ شتشوی نوزاد

سلام خداحافظی » بابک قدمایی

تیتراژ پایان ترانه ای بود از کامران عطا به نام پنجره های خاموش

خوب بخوابین...

نوشته شده در سه شنبه 24 تیر1393ساعت 0:52 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به برپا کنندگان سفره های اکرام

مجری: استاد کاکاوند

آیتمها : حجت اشرف زاده » عیدانه

متن خوانی امین زندگانی/ گذشته » افشین مقدم

دلنوشته ای از شهره لرستانی با اجرای خودش-1/در نهانخانه ی دل»سالار عقیلی

کوروس سرهنگ زاده » با تو دنیا قشنگه

متن خوانی الهام کردا / زندگی » علیرضا قربانی

حافظ خوانی(ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد)

علی رستمیان » بیا تا گل برافشانیم

متن خوانی سجاد افشاریان/ تا صبح روشنایی» بیژن بیژنی

تیتراژ پایان ترانه ای بود از علیرضا عصار به نام بنمای رخ

خوب بخوابین...


استاد کاکاوند( جوامع الحکایات از محمد عوفی)

آورده اند کهروزی امیرامومنین حسن بن علی(ع) به نزدیم معاویه شد و او بر بالش تکیه داده بود . امیرالمومنین سمت راست او بنشست ، معاویه سخن آغاز کرد و گفت : تو را سخنی بگویم به من رسانیده اند که عایشه می گوید که معاویه مستحق خلافت نیست. امام حسن گفت من از این طُرفه تر سخن دارم معاویه گفت آن چیست؟ گفت نشستن تو در حضور من و تکیه کردن به بالش ! معاویه چو این سخن بشنید از جای برجست و عذر خواست و او را مالی خطیر داد. حسن او را ببخشید اما مال او قبول نکرد

*********

(مهدی حمیدی شیرازی)

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

درآن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزلها بمیرد

گروهی برآنند کاین مرغ شیدا

کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم ، آنجا شتابد

کز مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا برآمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش وا کن

که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

**********

(در آستانه)

نه به هیئت گیاهی

نه به هیئت پروانه ای

نه به هیئت سنگی

نه به هیئت برکه ای

من نه به هیئت ما زاده شدم

به هیئت پرشکوه انسان

تا در بهار گیاه به تماشای

 رنگین کمان پروانه بنشینم

غروب کوه را دریابم

و هیئت دریا را بشنوم

تا شریطه ی خود را بشناسم

و جهان را به قدر همت

 و فرصت خویش معنا دهم

که کارستانی از این دست

از توان درخت و پرنده

 و صخره و آبشار بیرون است

انسان زاده شدن تجسد وظیفه بود

توان دوست داشتن و دوست داشته شدن

توان شنفتن

توان دیدن و گفتن

توان اندوهگین و شادمان شدن

توان خنیدین به وسعت دل

توان گریستن از سُویدای جان

توان گردن به غرور برافراشتن

در ارتفاع شکوهناک فروتنی

توان جلیل به دوش بردن بار امانت

و توان غمناک تحمل تنهایی

تنهایی ... تنهایی... تنهایی عریان

انسان، دشواری وظیفه است

***************

ناگهان عشق

آفتاب وار، نقاب برافکند

و بام و در به صوت تجلی درآکند

شعشعه ی آذرخش وار فرو تافت

و انسان برخاست

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 24 تیر1393ساعت 0:51 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به آنان که در زشتی ها زیبایی می بینند

مجری : منصور ضابطیان

مهمان برنامه » علیرضا نادری

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

متن خوانی امیرعلی دانایی

قصه های موبایلی- 4

متن خوانی میرطاهر مظلومی

خونه » محسن آصف

متن خوانی نیلوفر شهیدی

پل» اشکان شازیدی بر روی تصاویری از 1pix.ir

گفتگو با شکوه سادات هاشمی مخترع خمیر سوسک کش

گفتگو با سعید 5 ساله

کارتون اوگی

من با تو آرومم » محمدرضا هدایتی

شعر خوانی سعید پیردوست

شعر خوانی بهنام تشکر

چه سلامی » مانی رهنما

تیتراژ پایان ترانه ای بود از علیرضا قربانی به نام حق ناشناس

 

 

نوشته شده در سه شنبه 24 تیر1393ساعت 0:49 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به تابستان و لحظات به یاد ماندنی اش

مجری : میلاد اسلام زاده

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

متن خوانی سینا رازانی/ تابستون » امیر کهکشان

7پرسش با رادیو 7 » آناهیتا همتی

متن خوانی بهرنگ علوی/ عکس یادگاری» مازیار فلاحی

خداخدا کن » حمیدرضا گلشن

متن خوانی شبنم فرشادجو/ دلتنگ بهار » غلامرضا باجلان

قصه خوانی سهیل محزون -2

محمد زارع » به سلامت

تیتراژ پایان ترانه ای بود از شهاب رمضان به نام اولین لبخند

 


میلاد اسلام زاده( کتاب چهل بسم الله- نیلوفر لاری پور)

کوله پشتی ام روی دوشم و آفتاب داغ که تلاش می کند توان رفتن را از من بگیرد. تشنه ام، خسته ام، گرسنه ام اما می روم. میدانم که از نفس نمی افتم چرا که نذر کردم غروب روی قله ی کوه باشم دوست دارم این غروب ، در همسایگی خدا افطار کنم

***********

تابستان مثل خواب بعد از ظهرهای کشدار آمده نشسته رو به روی بلاتکلیفی ام. اما انگار چیزی در من گمشده. نه یک بادبادک کاغذی آسمان را خط خطی می کند و نه شربت های خنک آماده در پاکت های یک بار مصرف خاطره ای به خاطرات تابستانم اضافه می کند. نه دلشوره ی ظهرهای کلافه را دارم نه دلتنگی غروبهای انتظار را تجربه می کنم. حتی خورشید هم حرف تازه ای ندارد. فقط آمده که رفع تکلیف کند و برود. گاهی از خودم می پرسم نکند این تقویم پیش رو دروغ می گوید؟! نکند جناب تابستان راه گم کرده و روزهای خوشش آفتابی نمی شوند؟! نکند...!؟ اما این حرفها بی فایده است . تابستان هم فرصتی ست تا بهانه های عاشقانه بگیرم. تا شاید تو نگاهم کنی و گرنه این تابستان هم مثل تابستان های پیش از این می توانست با تو دوست داشتنی تر از این باشد.

 ************

(سهراب سپهری)

لب آبی
گیوه ها را كندم و نشستم پاها در آب

من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است
نكند اندوهی ‚ سر رسد از پس كوه

چه كسی پشت درختان است ؟هیچ!

می چرد گاوی در كرد
ظهر تابستان است
سایه ها می دانند كه چه تابستانی است
سایه هایی بی لك
گوشه ای روشن و پاك
كودكان احساس! جای بازی اینجاست

زندگی خالی نیست
مهربانی هست سیب هست ایمان هست
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد

نوشته شده در پنجشنبه 19 تیر1393ساعت 1:45 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به آنانی که با کتاب هایشان کودکی ما را زیباتر کردند

مجری : شاهین شرافتی و محمد بحرانی

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

 

متن خوانی فرناز رهنما/ خیال تو » احسان خواجه امیری

زندگی نامه مهدی آذریزدی با صدای شاهین شرافتی/یکی از قصه های آذریزدی با اجرای سهیل محزون-1

انیمیشن -2 (فیل)

دلشدگان » همایون شجریان

صدای قلب

شروع یک زندگی - 5

پنجره » بهنام علمشاهی

تیتراژ پایان ترانه ای بود از گروه راز شب به نام کودکی

 

نوشته شده در پنجشنبه 19 تیر1393ساعت 1:39 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به آنان که یاد می دهند و یاد می گیرند

مجری : علی اکبر عبدالرشیدی

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

متن خوانی شمسی فضل اللهی/ کاروان » بنان

متن خوانی حمیدرضا پگاه / افسانه » محمد اصفهانی

متن خوانی عطیه غبیشاوی/ عصر کودکی » سالار عقیلی

رضا صادقی و مانی جامی » قاصدک

شعر خوانی امید محمدنژاد/ نامهربانی » امیر کریمی و ناصر عبداللهی

بارداری» سهیلا گلستانی/ شستشوی نوزاد

هومن جاوید » آتشفشان

تیتراژ پایان ترانه ای بود از همایون شجریان  به نام با ستاره ها

نوشته شده در پنجشنبه 19 تیر1393ساعت 1:38 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به آنهایی که دلهایشان به زلالی باران است

مجری : امیرعلی نبویان

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

متن خوانی الناز حبیبی/ بارون » سیروان خسروی

قسمت اول قصه های ملی » رضا فیاضی

گفتگو با فاطمه 3.5 ساله

شرشر بارون » علی لهراسبی

متن خوانی سیاوش مفیدی/ برای آخرین بار » احسان خواجه امیری

قسمت 2 قصه های ملی

همین حوالی » بهنام صفوی

تیتراژ پایان ترانه ای بود از بابک جهانبخش به نام من و بارون

خوب بخوابین...


امیرعلی نبویان

باران بهانه است کافیست من باشم وتو و پرسه ای به وسعت کوچه باغ بی انتهای کودکی. آنقدر می رویم تا دنیای آدم بزرگ ها را عاصی کنیم. بیا بستنی بخوریم، زمین بخوریم، سرما بخوریم و بینی مان را با آستین پاک کنیم بی ترس آنکه کسی ما را ببیند. گرچه ما را خواهند دید. اما بزرگترها عادت دارند ببینند و به روی خود نیاورند. ما هم قول می دهیم هرچه از لایه ی اوزون و طلب و بدهی و چک و وام بانکی و تقلب و نیرنگ و کدورت دیدیم به روی خود نیاوریم. صد یک مساوی. باران بهانه است برای شستن دل آدم یک نفس عمیق کافیست. حتی توی همین دود و سرب و چدن ! اگر ریه هایت هنوز هوا را می شناسد 

 

نوشته شده در پنجشنبه 19 تیر1393ساعت 1:38 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به تمامی صاحبان قلم که در طول تاریخ انسان ساز شدند

مجری: استاد کاکاوند

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود» علی صفرزاده

متن خوانی بهزاد خداویسی/ مثل بچگی » آمین ملک

سرگشته » حسین قوامی

تقویم هفته

متن خوانی مجید آقا کریمی/ فرزاد فراهانی » استخاره

حافظ خوانی(دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند)

جواد دلفانی » زلف آشفته

شاهین امیری » تو می فهمی

تیتراژ پایان ترانه ای بود از حمید حامی به نام لیلای من کو؟

خوب بخوابین...


استاد کاکاوند

در آن وقت که شیخ ما به نیشابور رفت ، استاد امام ابوالقاسم قشیری ، شیخ ما را ندید و او را منکر بود و هر چه بر زبان شیخ ابوالقاسم رفتی همچنان با شیخ ما بازگفتندی و شیخ هیچ نگفتی.روزی بر زبان استاد امام رفت که بیش ازین نیست که بوسعید ، حق تعالی را دوست میدارد و حق تعالی ما را دوست میدارد. فرق این است که ما در این راه پیریم و بوسعید،پشه. این خبر را به نزدیک شیخ ما آوردند . شیخ آن کس را گفت برو پیش استاد امام شو و بگو که آن پشه هم تویی ما هیچ نیستیم و ما خود در این میان نیستیم. آن درویش بیامد و آن سخن را به استاد امام گفت . استاد از آن ساعت باز، عهد کرد که دیگر بد شیخ ما نگوید.

تو خود را گمان برده ای پر خرد

قناعی که پر شد دگر چون برد؟

تو آنگه شوی پیش مردم عزیز

که مر خویشتن را نگیری به چیز

ازین خاکدان بنده ای پاک شد

که در پای کمتر کسی خاک شد

*********

(کسره – علیرضا روشن- نشر نیماژ)

-  تو یک جا گم شده ای ، من همه جا را باید بگردم.

- پلک بر پلک می گذاری به خود می گویی اندوه نیز مضحک است،

زیرا تمام می شود، پلک بر پلک می فشاری و میدانی ،

آنچه تمام می شود تویی نه اندوه.

- قصدت اگر دریا باشد به کویر باشی حتی اگر، ساحل از نوک کفشت آغاز می شود.

- تو گفتی باش! من پدید آمدم. من عمری ست می گویم باش اما هر لحظه تنهاتر می شوم

- برگی بر سایه اش افتاد، باد عطر گل آورد. آهو از بوی پلنگ غافل شد، باد بوی خون برد.

**********

(از کتاب حس مشترک به کوشش امید صباغ نو- شعری از پانته آ صفایی)

برخیز تا پروانه ها از خواب برخیزند

نیلوفران از بستر مرداب برخیزند

امواج دریا را بشوران تا بیاشوبند

گرداب در گرداب در گرداب برخیزند

با خنده هایت باز جادو کن پری ها را

تا چون زنی دیوانه در مهتاب برخیزند

موهایشان را دست باد صبح بسپارند

آهسته از زیر پتوی خواب برخیزند

خم کن سرت را تا به شوق بوسه هایت باز

این دخترانِ تا کمر در آب برخیزند

قدیسه های معبد شب با تماشایت

از زهد برگردند و از محراب برخیزند

از ابرها بیرون بیا تا بچه ماهی ها

با دیدن عکس تو در تالاب برخیزند

***************

(مجموعه شعرقیامت می کنم با تو -  حامد صوفی پور - بمون  )

نرو، بمون، ببین که حلقه بسته

دور چشام یه قطره جنس بارون

کاش می دونستی وقتی که می خندی

تموم میشن تموم غصه هامون

بمون، نرو، نرو نذار بپوسم

ببین که شب منتظر ستاره س

تو دستتو هدیه به دست من کن

پیشکش من یه قلب پاره پاره س

بمون بمون کنارم نگو دوست ندارم

بمون نذار بپوسم، بمون نذار ببارم

نه ایندفه می خوام که پس بگیرم

سهم دلم رو از غرور چشمات

تا جون دارم می خوام به روی ماهت

زل بزنم بشم غرق تماشات

من و تو و یه جاده ی نرفته

من و تو و یه شب پرستاره

دستاتو دور رست من حلقه کن

دوباره و دوباره و دوباره

بمون بمون کنارم نگو دوست ندارم

بمون نذار بپوسم، بمون نذار ببارم

 

نوشته شده در پنجشنبه 19 تیر1393ساعت 1:29 توسط فرشته |

 سلام

این برنامه تقدیم شد به آنان که از بخشیدن نمی ترسند

مجری : منصور ضابطیان

میهمان برنامه : محمد شاه حسینی » مدیر سایت رادیو 7

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

متن خوانی فرناز رهنما/ امام رضا» غلامرضا صنعتگر

قسمت آخر گفتگو

متن خوانی سینا رازانی/ فرزاد فرزین» می بخشمت

متن خوانی الهام کردا/ شهاب رمضان » ببخش و بگذر

شعر خوانی مهدی پاکدل در موزه هنرهای معاصر

متن خوانی شبنم معززی/ بابک جهانبخش » بخشیدمت

مولا علی » حمیدرضا گلشن

گفتگو با رادین 6 ساله

متن خوانی امیرمحمد زند/ منو ببخش» مجتبی کبیری

داروگ » سهیل نفیسی

متن خوانی هوتن شکیبا/ لیلی و مجنون » محسن چاوشی

قصه های موبایلی –3 » بهاره رهنما

مهدی سپهر » آلاچیق

تیتراژ پایان ترانه ای بود از مسعود امامی به نام امون بده


منصور ضابطیان( شعری از حسین هفت تنی- بیننده برنامه)

رسما تو دگر ز خاطراتم شده ای

حلال تمام مشکلاتم شده ای

امواج تو با موج دلم همراه است

ای رادیو7 راه نجاتم شده ای

آن شب که شدم عاشق تو رادیو7

یکباره دل و عقل من از دست برفت

دیدار تو درمان دل رنجور است

نامت به لبم ورد شب کنکور است

یاران همگی به زرث قاطع گویند

-----------------------------(آقای ضابطیان این مصرع رونخوندن)

آن شب که شدم عاشق تو رادیو7

یکباره دل و عقل من از دست برفت

ویلای شمال و آرزوهای محال

نه قرمزته خواهم و نه استقلال

هفت جان اگرم بود آید به چه کار؟

من عاشقتم همیشه و در همه حال

آن شب که شدم عاشق تو رادیو7

یکباره دل و عقل من از دست برفت

 

نوشته شده در جمعه 13 تیر1393ساعت 2:51 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به آنان که از بخشیدن نمی ترسند

مجری : منصور ضابطیان

میهمان برنامه : محمد شاه حسینی » مدیر سایت رادیو 7

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

متن خوانی فرناز رهنما/ امام رضا» غلامرضا صنعتگر

قسمت آخر گفتگو

متن خوانی سینا رازانی/ فرزاد فرزین» می بخشمت

متن خوانی الهام کردا/ شهاب رمضان » ببخش و بگذر

شعر خوانی مهدی پاکدل در موزه هنرهای معاصر

متن خوانی شبنم معززی/ بابک جهانبخش » بخشیدمت

مولا علی » حمیدرضا گلشن

گفتگو با رادین 6 ساله

متن خوانی امیرمحمد زند/ منو ببخش» مجتبی کبیری

داروگ » سهیل نفیسی

متن خوانی هوتن شکیبا/ لیلی و مجنون » محسن چاوشی

قصه های موبایلی –3 » بهاره رهنما

مهدی سپهر » آلاچیق

تیتراژ پایان ترانه ای بود از مسعود امامی به نام امون بده


منصور ضابطیان( شعری از حسین هفت تنی- بیننده برنامه)

رسما تو دگر ز خاطراتم شده ای

حلال تمام مشکلاتم شده ای

امواج تو با موج دلم همراه است

ای رادیو7 راه نجاتم شده ای

آن شب که شدم عاشق تو رادیو7

یکباره دل و عقل من از دست برفت

دیدار تو درمان دل رنجور است

نامت به لبم ورد شب کنکور است

یاران همگی به زرث قاطع گویند

-----------------------------(آقای ضابطیان این مصرع رونخوندن)

آن شب که شدم عاشق تو رادیو7

یکباره دل و عقل من از دست برفت

ویلای شمال و آرزوهای محال

نه قرمزته خواهم و نه استقلال

هفت جان اگرم بود آید به چه کار؟

من عاشقتم همیشه و در همه حال

آن شب که شدم عاشق تو رادیو7

یکباره دل و عقل من از دست برفت

 

 

نوشته شده در جمعه 13 تیر1393ساعت 2:39 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به آنانی که جهان هستی را تغییر داده اند

مجری : ایمان سرورپور

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

متن خوانی ستاره اسکندری/ لحظه ها » فرزاد فرزین

قسمت 5 گفتگو

متن خوانی سجاد افشاریان/ حال من خوبه » علی صباغی

عاشق سرگردان » داریوش رفیعی

متن خوانی امیر دژاکام/ یه مدت » مسعود امامی

سعدی خوانی ژیلا امیرشاهی/ ای مجلسیان » ایرج بسطامی

مهراج محمدی » گل یا پوچ

تیتراژ پایان ترانه ای بود از مرتضی پاشایی به نام دل من، دل تو


ایمان سرورپور

دیروز حوالی صبح همسایه ی جدیدمان آقای( ب ) را در راه پله های تنگ و تاریک ساختمان ملاقات کردم. کت و شلوار سرمه ای رنگ بر تن داشت. کلاهش را به نشانه ی احترام برداشت و سلامی پر طمطراق کرد. تمام روز درگیر بودنش در این ساختمان فکستنی و لرزان کنار ریل راه آهن بودم. حول و حوش بعد از ظهر از کنار قهوه خانه ای رد شدم. آقای( ب ) مجددا توجهم را جلب کرد. این بار عینک موقر همراه با یک جلیقه ی طوسی رنگ نشسته بود دور میز بیضی شکل و قهوه می نوشید. همین که مرا دید رویش را برگرداند و متفکرانه با هم قطارانش شروع به صحبت کرد. نیمه های شب بود حدود ساعت 12 -1 که صدایی از حیاط پشتی به گوشم خورد.  آقای( ب ) ؟! صدای آقای( ب ) بود با یک پیژامه ی راه راه مشغول داد و فریاد و گفتن کلمات رکیک! آن چنان فریاد می کشید... آن چنان فریاد می کشید که تمام آن خیالاتم چون بادکنکی بوووووم درون ذهن من ترکید. آنجا بود که هشتمین عجایب جهان را کشف کردم. مردی که زبانش را با لباسش ست می کرد!!!

 

نوشته شده در جمعه 13 تیر1393ساعت 2:31 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به صنعتگران کشور که در راه آبادانی ایران می کوشند

مجری : شاهین شرافتی

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

 

شعر خوانی اندیشه فولادوند/ گلفام » ارژنگ سیفی زاده

قسمت 4 گفتگو

صدای نفس کشیدن

خواننده » حمیدرضا صحافی( اسم آهنگی که خونده شد خواننده بود)

انیمیشن بز

شروع یک زندگی - 4

یه همین امشبُ فکر کن » حامد طاها

تیتراژ پایان ترانه ای بود از محمدرضا یوسفیان به نام راز


شاهین شرافتی:

آدم برفی عاشق یک بخاری شده بود که با هیزم کار می کرد و چرق چرق می سوخت. با همان نگاه اول هم عاشق شده بود البته بخاری هم از اون بدش نمی یومد. پس مقدمات کار فراهم شد و در یک شب سرد کلاغ پیر تمیز ترین لباس سیاهش رو پوشید به خانه ی بخاری رفت و او را برای آدم برفی خواستگاری کرد. بخاری با کمال میل پذیرفت. آنها در سردترین و طولانی ترین شب سال که برف تند و بی امانی می بارید با هم عروسی کردند. بخاری با آنکه آتیشش خیلی تند بود مثل همه ی عروس ها بعد از 3 بار و بعد از اینکه رفت گل بچینه و گلاب بیاره گفت با اجازه بزرگترا بله! اون وقت همه کل کشیدن و دست زدن و رو سر عروس و داماد سکه و نقل پاشیدن. بعد از آن عروس و داماد سوار ماشین شدن و بوق بوق کنان راه افتادند. بوق زدن و تو خیابونا و کوچه پس کوچه ها رفتن. بعد آتیش عروس خانوم به قدری تند بود که آقا داماد آب شد و فقط دو چشم زغالی و بینی هویجی ازش باقی مونده بود.

****************

آب خضر و می شبانه یکی ست

مستی و عمر جاودانه یکی ست

بر دل ماست، چشم، خوبان را

صد کماندار را نشانه یکی ست

پیش آن چشمهای خواب آلود

ناله ی عاشق و فسانه یکی ست

پله ی دین و کفر، چون میزان

دو نماید ملی زبانه یکی ست

گر هزار است بلبل این باغ

همه را نغمه و ترانه یکی ست

پیش مرغ شکسته پر، صائب!

قفس و باغ و آشیانه یکی ست

 

نوشته شده در جمعه 13 تیر1393ساعت 2:14 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به همه آنانی که در این ماه سفره ی احسان می گسترانند

مجری : علی اکبر عبدالرشیدی

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

متن خوانی رامین راستاد / دوستی » کوروش یغمایی

قسمت 3 گفتگو

متن خوانی سعید خرسندی/ صبحی دیگر » محمد علیزاده

دل شکسته » علی فاطمی

متن خوانی روح الله کمانی/ غوغای ستارگان » محمد اصفهانی

پخش قسمتی از سریال ترش و شیرین با بازی مرحوم باقر صحرارودی

خیال » یونس محمودی

تیتراژ پایان ترانه ای بود از علی زند وکیلی  به نام رفتی

نوشته شده در سه شنبه 10 تیر1393ساعت 1:55 توسط فرشته |

 سلام

این برنامه تقدیم شد به همه میهمانان ضیافت الهی که نخستین روز را عاشقانه سپری کردند

مجری : امیرعلی نبویان

آیتمها : مناجات خوانی بهادر زمانی/ معبود » علی صفرزاده

متن خوانی سوسن پرور/ کوچه عاشقی » علیرضا افتخاری

قسمت 2 گفتگو

متن خوان هدایت هاشمی

کاش خدا منو ببینه » بهنام صفوی

گفتگو با ثنا5 ساله

مولانا خوانی مهرانه مهین ترابی/ کوی عشق » علیرضا عصار

ایران » ایلیا منفرد

تیتراژ پایان ترانه ای بود از فرزاد فرزین به نام ماه من

خوب بخوابین...


امیرعلی نبویان

هلال نو تابیده بر زلال حوض کاشی، به به از این محراب که سجاده اش آب است و مُهر ، مهتاب و به سجده، ماهیان! وه وه از منبر و چکاوکی که بر شاخ تر نارون تسبیح حق می گوید اینجا سفره ای هست از عطر شب بو گسترده در تمام وسعت شب. حالا که یک بار عقربه ی سر در گم این ساعت همیشه جا مانده ، افتاده بر این سحرگاه جادو؛ بخوان مؤذن! بلکه دستم به دامان آسمان وصال دهد به سماعی صوفیانه . بخوان!

میزبان ضیافت که خدا باشد ، چه دیدی؟ شاید زد و این پاپتی ناسپاس هم سری از سرها در آورد ! بخوان مؤذن! این حوض و آب و چکاوک و شب بو و نارون، همگی نذر صدای تو، به نیت وصل!

***********

هدایت هاشمی:

زیپ ها کارشان درست است یک سری دندانه های ریز را طوری کنار هم قرار می دهند که باز کردنش فقط کار خودشان است. البته بعضی موقع ها هم در نیمه ی راه رشته ی کار از دستشان در می رود و بین بالا و پایین رفتن مردد می مانند. با دکمه بر سر راحتی کار رقابت دارند و هر کدام در زمینه ای پیروزند. زیپ بیشتر در مورد کیف و کاپشن و دکمه در کت و شلوار. رقابت سالمی ست . کار با زیپ آنقدر ها هم ساده نیست. برای همین است که تا مدت ها بعد از تولد، مادر را صدا می زنی که : (( مامان! بیا زیپ منو بالا بکش)) البته اگر نخواهد سرجایش برود دیگر کسی را نمی شناسد . اما اغلب مته به خشخاش نمی گذارند  و با بالا و پایین کردن و سنجیدن موقعیت تصمیم درست را می گیرند. بالاخره زندگی زیپ هم پستی ها و بلندی های خودش را دارد. گاهی فلزی ست و گاهی پلاستیکی. گاهی لازم است مثل زیپ به عقب برگردی و از اول شروع کنی ؛ از جاده ی همواری که گذشتن از آن ساده هم نیست.

 

نوشته شده در سه شنبه 10 تیر1393ساعت 1:55 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به همین لحظه از زندگی که دیگر تکرار نمی شود

مجری: استاد کاکاوند

آیتمها : می تراود مهتاب » سهیل نفیسی

متن خوانی داریوش اسد زاده/ جوونی » قاسم افشار

قسمت اول گفتگو با پروانه معصومی

تقویم هفته

متن خوانی مائده طهماسبی/ گل پونه نعناع پونه » جواد بدیع زاده

حافظ خوانی(چه مستی ست ؟ندانم که رو به ما آورد)

حسام الدین سراج » بر باد

یک روز به شیدایی » بامداد فلاحتی

تیتراژ پایان ترانه ای بود از عباس مهرپویا به نام صدا کن مرا

خوب بخوابین...


استاد کاکاوند

یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشه ای خفته. شوریده ای که در آن سفر همراه ما بود نعره ای برآورد و راه بیابان گرفت و یک نفس آرام نیافت. چون روز شد گفتمش آن چه حالت بود ؟ گفت بلبلان را دیدم که به نالش درآمده بودند از درخت و کبکان از کوه و غوکان در آب و بهایم از بیشه. اندیشه کردم که مروت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفته.

دوش مرغی به صبح می نالید

عثل و صبرم ببرد و طاقت و هوش

یکی از دوستان مخلص را

مگر آواز من رسید به گوش

گفت باور نداشتم که تو را

بانگ مرغی چنین کند مدهوش

گفتم این شرط آدمیت نیست

مرغ تسبیح گوی و من خاموش 

*********

(ناظم حکمت)

به تو فکر کردن زیباست و امید بخش،

چیزی شبیه شنیدن زیباترین آواز از زیباترین صدای جهان!

اما امید برایم کافی نیست

دیگر نمی خواهم فقط گوش بدهم

می خواهم آوازی بخوانم

**********

(میرزاده عشقی)

خاکم به سر ز غصه به سر خاک اگر کنم

خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم؟

آوخ، کلاه نیست وطن تا که از سرم برداشتند

فکر کلاهی دگر کنم

مرد آن بود که این کلهش بر سر است

و من نامردم ار که بی کله آنی به سر کنم

من آن نیم(نیستم) که یکسره تدبیر مملکت

تسلیم هرزه گرد قضا و قدر کنم

زیر و زبر اگر نکنی خاک خصم را

ای چرخ! زیر و روی تو زیر و زبر کنم

جایی ست آرزوی من از من به آن رسم

از روی نعش لشگر دشمن گذر کنم

هرآنچه می کنی بکن ای دشمن قوی

من نیز اگر قوی شدم از تو بتر کنم

من آن نیم به مرگ طبیعی شوم هلاک

وین کاسه ی خون به بستر راحت هدر کنم

عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود

مهرت نه عارضی ست که جای دگر کنم

عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم

با شیر اندرون شد و با جان به در کنم

 

 

نوشته شده در سه شنبه 10 تیر1393ساعت 1:52 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به آقای کی روش به پاس زحماتش

مجری : منصور ضابطیان

میهمان برنامه : داوود رفیعی : عکاس

آیتمها : فرخ فرخی » روزای آفتابی

متن خوانی کوروش تهامی/ علی لهراسبی » راهرو

قسمت آخر گفتگو

نامه خوانی آشا محرابی(نامه ی یک مرد به همسرش پس از جدایی/ امیر تاجیک » ؟

نامه خوانی آشا محرابی(جواب نامه زن به مرد پس از 4 سال)/ احسان خواجه امیری » جدایی

یار سلام » علیرضا افتخاری بر روی تصاویری از همدان

آهنگ خونه بازی از گروه بُمرانی

متن خوانی ساوش مفیدی/ ده سال پیش » بهنام علمشاهی

رویا » فریدون آسرایی

گفتگو با محمد امین 5 ساله

پرنده پرواز » پژمان مبرا

متن خوانی سهیلا گلستانی/ خدا رو چه دیدی؟ » رضا صادقی

قصه های موبایلی – 1 » بهاره رهنما( نویسنده و اجرای داستان )

تابستون » امیر کهکشان

تیتراژ پایان ترانه ای بود از همایون شجریان به نام چونی بی من؟


منصور ضابطیان:

تا عقربه ها به ساعت قرارمان برسد هزار دفتر شعر را ورق زده ام شاید واژه های گمشده در گذر زمان فکری کنند برای آنچه می خاهم بگوی و همیشه فراموش می کنم . شعرها هرگز دروغ نمی گویند . شعرها آفریده شده اند تا بار سکوت ما را به دوش بکشند وقتی که نمیدانیم چقدر فرصت داریم برای اینکه یک بار دیگر عاشق شویم . و اگر زمان بگذرد... و اگر زمان بگذرد... و چقدر زود زمان می گذرد! از بهار تا امشب تیر ماه به چشم بر هم  زدنی گذشت و از امشب تا پاییز و زمستان که ناگزیر از راه می رسد راه زیادی نمانده. شعرها دروغ نمی گویند. آنها صدها سال است که در گذز زمان طاقت آورده اند تا در شبی مثل امشب به دادم برسند وقتی بای سلام نخستین دست و دلم می لرزد.

هر چند که ابراز عشق را به زبان احتیاج نیست/چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است

روزهای تابستانتان آفتابی!

**************

تابستان و فرفره های کاغذی، تابستان و بساط دست فروشی، بلال ، آب نمک، بوی فراموشی. تابستان و آسمان پر ستاره ی پشت بام ، ستاره های خسته از روز . بچه های همسایه . صدای آلاسکا فروش دوره گرد، تابستان و دریا، قلب های روی شن، خانه های شنی، بوی خوش روزهایی که رفتند، بوی فراموشی!

 

نوشته شده در جمعه 6 تیر1393ساعت 2:5 توسط فرشته |

 سلام

این برنامه تقدیم شد به تمام کنکوری ها که منتظر به ثمر رسیدن زحمتشان هستند

مجری : علی نیکزاد

آیتمها : گذشته ها » کوروس سرهنگ زاده

متن خوانی بهناز جعفری

قسمت 5 گفتگو

متن خوانی شهرام عبدلی/ رویای کودکی» علیرضا تهرانی و فرشاد فزونی

متن خانی افسانه ناصری/ حاصل زندگی » سالا عقیلی

متن خوانی علی بوستانی/ من با تو خوشم » محسن چاووشی

سعدی خوانی ژیلا امیرشاهی/ حمیدرضا نوربخش» دلبرا

نگار آمد » اشکان کمانگری

تیتراژ پایان ترانه ای بود از رضا صادقی و امید حجت به نام یه روز از پیش تو میرم


شهرام عبدلی

یک روز می آید که خیلی عوض شده باشم . مثلا یک بچه دارم . بغلش می گیرم . طفلکم با همه ی دستش یک انگشت مرا می چسبد . احتمال می دهم حاضر باشم همه ی رئیس هایم پشت همه ی خط ها معطل باشند، تمام دنیا پشت در خانه منتظر مانده باشد و من دلم نیاید دستم را آزاد کنم. یک روز می آید که به همه ی غصه های امروزم می خندم و دنیا خلاصه است در 2 تا دندان جلویی پسرم که احتمالا خرگوشی می شود. یک روزگاری دنیا شروع خواهد شد با باز شدن پلک های کسی که خیلی شبیه خودم شده توی عکسای بچگیم و دنیا ادامه خواهد یافت با راه رفتن هایش ، زمین خوردنش، بلند شدن و خندیدنش. اولین باری که مرا صدا بزند پرواز نی کنم و دنیا تمام خواهد شد اگر آب توی دلش تکان بخورد. حالا باید بخندم. باید مواظب باشم پیشانی ام چروک نیفتد . وروجکم یک روزی می آید و بزرگ می شود و برایش دفتر صد برگی می خرم با برگ های بی خط. بعد اگر تا آن موقع پیر شده باشم موهایم را چطور نقاشی کند اگر هیچ کدام از جعبه های مداد رنگی اش مداد سفید نداشته باشند؟!

 

نوشته شده در جمعه 6 تیر1393ساعت 2:3 توسط فرشته |

 سلام

این برنامه تقدیم شد به همه کشاورزان سراسر ایران

مجری : شاهین شرافتی و محمد بحرانی

آیتمها : ماه عسل » فرزاد فرزین

متن خانی امین زندگانی/ دعوت » امیر کریمی

قسمت 4 گفتگو

صدای زنجیر دوچرخه

قطعه ای از کیتارو

متن خوانی آشا محرابی/ حامی » فقط نگاه می کنم

هیاهوی سکوت » رضا روحانی

شروع یک زندگی -3 احمد اطراقچی

محمد راد » شک

تیتراژ پایان ترانه ای بود از بابک جهانبخش به نام منو نگاه کن


مدتهاست خودم را آماده ی دیدارت کرده ام تا همین یک ساعتی که رو به رویم می نشینی در ذهنت بمانم. و بمانی پای قولی که داده ای تا انتهای این عاشقانه تنهایم نگذاری. هر بار نزدیک می شوم به این لحظه، واژه هایم معطر می شوند و اشتیاق دیدارت هیچ وقت برایم تکراری نمی شود. همیشه برای دیدارت لحظه شماری می کنم. انگار اولین قرار دیدار ماست ! همان اولین شبی که این سوی میز نشسته بودم  و تو محو تماشای این گلها بودی . امشب هم وقتی آمدم ، وقتی نگاهت کردم ، حتی اگر صدایم لرزید به رویم نیاور و با همان مهربانی همیشگی ات جواب سلامم را بده.

****************

اگر دوستم داشته باشی همان شکلی می شوم که تو می خواهی ، اخلاقم را هم عوض می کنم ، همان طوری می شوم که تو می خواهی. حتی صدامم حاضرم عوض کنم همون حرفایی بزنم که تو بخوایی. اصلا حاضرم اسمم هم عوض کنم . هر اسمی که می خوایی روی من بذار. خب حالا دوسم داری؟! نه ، صبر کن! لطفا دوسم نداشته باش چون حالا انقدر عوض شده ام که حالم از خودم به هم می خوره.

 

نوشته شده در جمعه 6 تیر1393ساعت 2:1 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد آنان که در برابر مشکلات از خود صبوری نشان می دهند

مجری : علی اکبر عبدالرشیدی

آیتمها : اون روزها » سیروان خسروی

متن خوانی عبدالرضا اکبری/ خاطرات » امین الله رشیدی

قسمت 3 گفتگو

متن خوانی داریوش اسد زاده/ زندگی » علیرضا قربانی

متن خوانی مهشید افشارزاده/ ساحل چمخاله » سعید مدرس

شعر خوانی علی آبان/ بهانه » علیرضا افتخاری

بارداری » مرضیه صدرایی/ شستشوی نوزاد( بخش ثابت)

محمد زارع » در و دیوار این شهر

تیتراژ پایان ترانه ای بود از احسان خواجه امیری به نام شانس


علی آبان:

عشق ار نام بلند است که جان می گیرد

مثل رودی ست که از خود جریان می گیرد

مانع از عشث شدن اول رسوایی هاست

آب چون بسته بماند فوران می گیرد

ما نداریم به جز خط تو امید به کس

عاشق از عشق فقط خط امان می گیرد

نیست ایمان و توان در پر کاهی وقتی

چشم های تو توان از سبلان می گیرد

گر سر خاک من ای عشق! بخوان ، حرف بزن

قلب من با نفس تو ضربان  می گیرد

من که خود کشته ی آویخته از دست توام

تیر تو جسم مرا باز نشان می گیرد

جذبه ی چشم تو را هیچ کسی نقش نزد

چشمهایت قلم از فرشچیان می گیرد

 

 

نوشته شده در سه شنبه 3 تیر1393ساعت 19:56 توسط فرشته |

سلام

این برنامه تقدیم شد به جناب آقای زمستان و خورشید خانم تابانش

مجری : امیرعلی نبویان

آیتمها : تابستون » امیر کهکشان

متن خوانی شمسی فضل اللهی/ گاهی وقت ها » محمد زارع

قسمت 2 گفتگو

تقویم هفته

متن خوانی حمیدرضا پگاه/ نگاهت می کنم » مانی رهنما

گفتگو با الینا 5 ساله

مولانا خوانی مهرانه مهین ترابی/ گندم » شهرام ناظری

آدم رویاها » مسعود امامی

تیتراژ پایان ترانه ای بود از فاتح نورایی به نام پنجره

خوب بخوابین...


امیرعلی نبویان

دیشب سال ما تحویل شد. نوروز هزاران هزار محصل بی پناه رسید! تابستان. و حالا من نشسته ام در دامان هفت سین نازنینی که خدا با دست خودش برایم آراسته. سرمستی روزهای طولانی بی غصه، ضرور شب بیداری اش، سکوتی که لنگ ظهر هم با بد ذاتی هیچ ساعت کوک شده ای نمی شکند. سرو صدای کولری که زیر فشار به هن هن افتاده، سیب گلاب، سوت داور صربستانی که هرگز شنیده نشد، و ثروت ، یک ثروت معنوی بزرگ که این بار عشقم کشیده با سین بنویسمش بی ترس از آنکه معلم سختگیر مدرسه غلط بگیرد. قدر لحظه لحظه اش را خواهم دانست زیرا می دانم خیلی زود می گذرد. زودتر از پاییز و زمستان!

مجو درستی عهد از جهان سست بنیاد             که این عجوزه عروس هزار داماد است

***********

گفتم حالا که می روی اگر کسی چیزی پرسید فکر آبروی من باش! گفت : باشد

پرسیدم این خاطره ها را در چمدانت نمی گذاری؟ گفت : باشد

گفتم اگر روزی در خلوتی همان کوچه زیر سایه ی نارون، بی هوا خندیدی یادم کن، اگر در  دل یک شب سرد به سرت زد بستنی بخوری، اگر هماهنگ با قیژ قیژ یک برف پاک کن کهنه ضرب گرفتی و دست زدی ، اصلا اگر باران بارید! حرفم را برید و گفت : باشد

گفتم راستی آن کلاه بافتنی گفت : باشد؟ باشد!

هرچه گفتم گفت باشد. هر بار یک جور! حتی وقتی گفتم بمان گفت : باشد ... و رفت!

 

 

نوشته شده در سه شنبه 3 تیر1393ساعت 19:55 توسط فرشته |



      قالب ساز آنلاین